فاکتور اصلی در موفقیت طرح نورپردازی

 

به طور کلی، یک طرح مؤثر، ترکیبی از طرح های Leeds و Coventy، بر اساس تغییرات فرهنگ روشنایی محلی بود.

اگر چه افراد دیگر آغازگر طرح بودند، اما نتیجه بررسی های آنها به راحتی در قفسه های مسوولین محلی به بهانه مشکلات مالی بایگانی شد. گرچه نیاز به تغییرات ریشه ای در فرهنگ منطقه وجود دارد.

در ضمن بیشتر فاکتورهای کیفیت و تناسب استراتژی، در نتیجه عدم موفقیت طرح های استراتژی روشنایی به وجود آمده است که وابسته به فاکتورهایی است که در ادامه به آن اشاره می شود:

  • عوامل طبیعی، مهارت ها و آزمون ها که باعث همبستگی استراتژی ها شده است.
  • نقش، وظیفه و قدرت دستورالعمل های استراتژی
  • حکم اولیای محلی و نقش آنها در ارتباط با روشنایی عمومی (مثل کنترل روشنایی راه ها و جاده ها یا تصمیمات سازمان های دیگر مثل مجلس کشور یا سازمان ترافیک).
  • عدم همکاری مسوولین روشنایی در تکمیل نقشه ها.
  • وسعت جغرافیایی طرح و عدم دقت دستورات آغازین.
  • میزان هماهنگی نقشه با بخش تجارت، کار، مالکین ساختمان های خصوصی، تاثیر آن بر اشتغال
  • تعادل بین جاه طلبی و عملی بودن نقشه.
  • مقدار سرمایه در دسترس برای راه اندازی کوتاه مدت طرح.

اطلاعات استراتژیک در زمینه بازاریابی و بالا بردن آگاهی عمومی و افزایش پشتیبانی داخلی در سطح جامعه مفید می باشد.

 

 

 

  • چه کسانی آن وظایف را انجام می دهند؟

در بیشتر موارد، طرح استراتژیک روشنایی در بریتانیا تحت نظارت مشاوران طرح روشنایی انجام می گیرد (گاهی اوقات با کارشناسان معماری مشاوره می شود). این، فرصتی را برای رقابت عمومی فراهم می آورد. در تعداد محدودی از موارد، شرکت های صنعتی روشنایی بر اساس طرح های روشنایی خاص عمل می کردند.

هیچ استراتژی روشنایی به طور مستقیم توسط نهادهای دولتی ایجاد نشد. به طور کلی مأمورین، عملکرد خارجی (بیرونی) را مورد ارزیابی قرار دادند و شرکت های مشاور روشنایی نیز آنها را تهیه و تبیین می کردند.

مشاوران مستقل روشنایی بریتانیا، متخصصان مهندسی روشنایی، معماری و تئاتر، تولیدکنندگان اولیه طرح بودند؛ مهارت هایی که می توانند به خوبی با یکدیگر کار کنند و استراتژی روشنایی گسترده طولانی مدت را به وجود آورند. البته این بدان معنا نیست که حوزه روشنایی حکومت قادر به مدیریت تیم های تخصصی نمی باشد.

 

 

 

 

  •  با چه کسی مشاوره می کنند؟

بحث های گسترده دو نوع مشاوره را ایجاب کرد. در روزهای نخست، این استراتژی ها اغلب توسط آژانس ها توسعه یافته محلی، حکومت های مختلف یا توسط مدیریت مرکزی شهر و حتی توسط حکومت ملی مورد مشاوره قرار می گرفتند؛ به عنوان مثال حوزه محیطی نیوزیلند شمالی.

این مسأله از نظر اجتماعی اهمیت بسیاری دارد. اگر چه چنین اصولی در مراحل نخست نسبتا عالی بودند و اغلب برای برخی از طرح های پیشنهادی کلیدی روشنایی قابل اجرا بودند، آنها ارتباط ضعیفی با نهادهای دولتی و محلی، به ویژه حوزه های روشنایی خیابانی دارند.

این معمولاً بدان معنا است که تعدادی و یا هیچ کدام از این طرح های پیشنهادی برای عملی سازی برنامه روشنایی خیابان و تبدیل آن به یک طرح اجرایی مورد استفاده قرار نمی گیرد و یا خیلی کم مورد استفاده قرار گیرد. طرح روشنایی ادینبرگ، توسط SDA مورد مشاوره قرار گرفت و مثال خوبی برای این موضوع بود.

بعدها در اوایل دهه ۱۹۹۰، چون آژانس ها توسط حکومت مرکزی اداره می شدند، حکومت محلی شروع به بازشناسی استراتژی های مهم روشنایی کرد که این استراتژی ها قسمت هایی از و مطرح های تولیدی آنها بود.

در عین حال در بیشتر موارد، مشاوران حکومت محلی با حوزه های توریستی، آژانس هایی توسعه اقتصادی و حوزه های برنامه ریزی محلی در ارتباط بودند.

در بسیاری از موارد، اختیارات محلی مهندسی روشنایی تنها یکی از مؤلفه های وابسته و حتی مستقل بود که هم در آماده سازی چکیده یا اجرای طرح مورد استفاده قرار می گرفت.

یکی از دلایل این تمایل شدید به خودمحوری در عقاید محلی بود که تاکنون خساراتی را به حکومت محلی بریتانیا رسانده و باعث به حداقل رسیدن همکاری های محلی شده است. در چندین پرونده اختیار محلی در رابطه با مهندسی روشنایی خلاصه شده است.

طرح پیشنهادی استراتژی روشنایی یکی از اصول اساسی در جهت ایجاد تغییراتی طولانی مدت، در روشنایی جاده ای – خیابانی و ساختمان های دولتی و خصوصی می باشد.

همچنین دستاوردهای مفید و جذاب دیگری را برای پیروزی این طرح مطرح ساخت و موجب همکاری مشترک دولتی و آژانس های محلی شد و برای ارتقای استراتژی روشنایی در مدیریت کارآیی را پی ریزی نمود.

اخیراً، تشریح قوانین در برنامه ریزی محلی برای حوزه های مهندسی روشنایی دولتی نقش به سزایی داشته است. طرحهای اخیر برای کمبریج و کاونتری مورد استفاده قرار گرفته است.

 

 

 

  • ماهیت اختیارات دولتی و مسوولیت آن ها در قبال روشنایی

در جامعه بریتانیا انواعی از اختیارات دولتی وجود دارد که شامل زیر مجموعه های بسیار مهمی میباشد. این زیرمجموعه ها می توانند ساختارهای حکومت محلی در بریتانیا و آژانس های مختلف را که در جنبه های متنوع روشنایی عمومی فعال هستند، شامل شوند. مشاوران استانی و سازمان بزرگراه ها از این آژانس ها محسوب می شوند.

مشاوران محلی که مسوولیت تمامی جنبه های روشنایی عمومی، روشنایی کافی و روشنایی خیابان های فرعی و روشنایی بزرگراه های اصلی را بر عهده دارند، می توانند طرح هایی را برای تغییر فضای رنگی خیابان ها و روشنایی بزرگراه ها پیشنهاد کنند. اگرچه انجام چنین طرح هایی بدون رجوع به طرح های دیگر عملی نمی باشد.

اولیای محلی نیز گاهی اوقات مسوولیت روشنایی خیابان ها را برعهده می گیرند. این مسوولیت ها جزو وظایف مشاوران استانی یا سازمان بزرگراه ها محسوب میشود و این آژانس ها بیشتر روشنایی. بزرگراه های اصلی را در راستای کار خود قرار می دهند.

در اسکاربورگ، مشاوران برای نواحی پر رفت و آمد طرح SOX را مطرح کردند. اولیای محلی نیز از این استراتژی استفاده می کنند که در این زمینه نیز طرح های بسیاری پیشنهاد شده است؛ اما هیچ قانونی وجود ندارد که فعالیت مشاور استانی را پیگیری کند.

با توجه به این که تعدادی از برنامه های روشنایی ساختمان ها در اسکاربورگ از استراتژی های مختلفی استفاده می کردند، ساختارهای دولتی بریتانیا نیز با یکی از مهم ترین موانع مواجه شده بود که برای سازگاری با آنها و اجرای استراتژیهای جامع روشنایی در بسیاری از مناطق بریتانیا نیاز به اصلاحاتی داشت.

 

 

  • چشم انداز استراتژی جغرافیایی

این موضوع که طرح روشنایی با استراتژی یک محدوده جغرافیایی واقعی و منطقی باشد دارای اهمیت بسیاری است. در غیر این صورت طرح ها تغییر کرده و کاملاً غیرواقع بینانه خواهد شد. بیشتر طرح های روشنایی در زمینه روشنایی مراکز اجتماعی و تاریخی شهرهای کوچک یا بزرگ هستند و معمولاً طرح ها به وسیله جاده ها یا دیگر مرزهای طبیعی محدود شده است.

بعضی طرح ها مانند بلک برن، همیلتن یا استرات فورد در شرق لندن بخش کوچکتری از ناحیه شهری را مورد نظر قرار داده اند.

چون این مسأله باعث می شود طرح در دوره کوتاهی تکمیل شود، اغلب این خطر برای نواحی مجاور وجود دارد که روشنایی اولیه و اصلاح نشده تهدیدی برای طرح های اجرا شده مجاور باشد. در طرح روشنایی اصلی ادینبرگ مشاهده می شود که روشنایی قسمت بزرگی از منطقه جهانگردی در مرکز شهر تأمین شده است که مسیر زیادی در شهر یا حومه شهر را شامل می شود. پیشنهاد این طرح برای منطقه وسیعی خارج از مرکز شهر خیلی غیر محتمل است.

بدترین مورد استراتژی نورپردازی LDPs برای لرون شایر در اسکاتلند بود. توسعه روشنایی در لرون شایر در سال ۱۹۹۵ آغاز و طرح روشنایی در کشور به مساحت ۲۰۰۰ کیلومتر مربع ۲۵ سال طول کشید. قیمت و ارزش اجرای کار چندین میلیون پوند می باشد. در نتیجه این طرح به صورت یک طرح زیان ده درآمد.

 

 

  • عملی بودن در برابر تصور

طرح های موفق روشنایی باید به طور آشکار دید طبیعی داشته باشند. برای مکان ها و شهرک هایی که نیازمند روشنایی هستند، باید عمل گرایی و واقع بینی طرح های پیشنهادی برای روشنایی را در نظر گرفت. نکته مهم، انجام کار در کوتاه ترین مدت است. تأثیر نورپردازی بر احساسات باید مدنظر بوده و برانگیزاننده احساسات، هیجان و توسعه اجتماع باشد.

دو دیدگاه متنوع به وجود آمده بود:

 یکی این که استراتژی روشنایی در سال های اخیر کاربرد بیشتری داشته است. متصدیان امور نسبت به قبل موضع فعال تری گرفته بودند. آن ها می خواستند بیشتر پیاده روهای (هر دو جهت خاکی در بیشتر مسیرهای اصلی مانند دیگر نواحی شهری به صورت سنگفرش درآید.

از دید مقایسه کننده ها: مردم شهر تا حد زیادی از چشم اندازهای نورپردازی استفاده می کنند. توصیه می شود که از روش های جذاب بصری و نمایش های مهیج نورپردازی شده، اما با روش های کنترل شده استفاده شود. قسمت اساسی دیگر در نظر گرفتن روشنایی برای پیاده روها است.

 

 

 

  • کارایی استراتژی روشنایی

از ۲۷ استراتژی روشنایی که در زیر ذکر شده است، تنها پنج استراتژی نیوآرک، لانارک شایر، ایسل آفتانت، آشفورد و ناتینگهام در حد خیلی کم به نتایج واقعی رسیده است.

چهار استراتژی (هال ترانسپورت کوریدور، بلفاست، لیورپول و هاميلتون) به تازگی برای تشخیص کارآیی شان کامل شده اند. در چهار مورد (گایلد فورد، تورنتون هلس – نوروود جنوبی، بلک برن و۳ شهر ایسل آف من) نتایج نامعلوم هستند.

از ۱۴ استراتژی روشنایی باقی مانده، و استراتژی ادینبرگ، لیدس، لیدس ریورساید، لندن دری، استراتفورد در لندن شرقی، کاونتری، کریدون، اسکاربروگ و گاسپورت هابور) در اجرا قابل توجه به نظر می رسند و می توانند به عنوان یک موفقیت بزرگ محسوب شوند. به نظر می رسد استراتژی های سنت آندره، چستر، پول آف لندن و کمبریج تا حدی به اهداف خود نزدیک شده اند.

 

 

 

  • نتیجه گیری

نتیجه ای که اجتناب ناپذیر است و تأثیر زیادی در موفقیت هر چه بیشتر نورپردازی دارد، نیرو و جدیتی است که از طریق طرح های نورپردازی اجرا می شود و به «بیم و امیدهابی» که به وسیله آنها مالکان ساختمان های خصوصی را تشویق به استفاده از این تجهیزات می کنیم، وابسته است.

اما باید بدانیم تا وقتی که این تلاش ها به صورت کاملاً تبلیغاتی هستند تأثیرات محدودی دارند. به عبارت دیگر بسیاری از متخصصان نورپردازی (هر چند که این نظریه فراگیر نیست) معتقدند که انتخاب و تحقق اساسی این اهداف وابسته به ادغام قوانین گسترده تر طراحی، با یک سری از قوانین موجود است.

این مسأله نیازمند قانون گذاری ملی جدید و همچنين بحث و مناظره بیشتری خواهد بود.

ضمناً بعضی از پیش شرط های مهم برای داشتن یک استراتژی نورپردازی موفق، به شرح زیر است:

  • وجود یک منطقه جغرافیایی مشخص و کنترل پذیر برای طرح یک نقشه.
  • داشتن اهداف تحقق پذیر از طرح های پیشنهادی که با یک تصور غیر واقعی و جذاب برای جلب افکار عمومی ترکیب شده باشد.
  • هماهنگی نورپردازی ها با دیگر شکل های اصلاحات یا توسعه های شهری.
  • ایجاد مشارکت عام و خاص برای اداره کردن طرح های مورد پسند عمومی
  • ایجاد منابع سرمایه گذاری و مالی کافی در مراحل اولیه پیاده سازی پروژه های آزمایشی
  • وجود یک قدرت واحد که همه مسوولیت ها و جنبه های سازگاری نورپردازی جاده ها را به عهده بگیرد.
  • دستیابی به نگاهی منتقدانه درباره نورپردازی های جدید در مراحل اولیه و اداره کردن رسانه های محلی و عمومی برای تشویق و جذب مشارکت همه جانبه.
  • ایجاد مشارکت مؤثر بین مدیران نورپردازی های محلی و اداره کنندگان نورپردازی بزرگراه ها در طرح ها و برنامه ها، هر چند مختصر و جزبی باشند.

 

 

 

مقالات مرتبط